خبرگزاری بین‌المللی قرآن " ایکنا" شعبه بوشهر

۞ حامد فکوری خبرنگار قرآنی ایکنا در پایگاه سایبری سربازان امام خامنه ای ۞

خبرگزاری بین‌المللی قرآن " ایکنا" شعبه بوشهر

۞ حامد فکوری خبرنگار قرآنی ایکنا در پایگاه سایبری سربازان امام خامنه ای ۞

مشخصات بلاگ

الّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم

سر آغاز هر نامه نام خداست

که بی نام او نامه یکسر خطاست

برنامه‌ریزى و تاکتیک و اتاق فرمان:
در دفاع مقدس و در همه‌ى جنگهائى که در صدر اسلام، زمان پیغمبر یا بعضى از ائمه (علیهم‌السّلام) بوده است، کسانى که وارد میدان جهاد میشدند، براى تکلیف هم حرکت میکردند. جهاد فى‌سبیل‌الله یک تکلیف بود. در دفاع مقدس هم همین جور بود؛ ورود در این میدان، با احساس تکلیف بود؛ آن کسانى که وارد میشدند، اغلب احساس تکلیف میکردند. اما آیا این احساس تکلیف، معنایش این بود که به نتیجه نیندیشند؟ راه رسیدن به نتیجه را محاسبه نکنند؟ اتاق جنگ نداشته باشند؟ برنامه‌ریزى و تاکتیک و اتاق فرمان و لشکر و تشکیلات نظامى نداشته باشند؟ اینجور نیست. بنابراین تکلیف‌گرائى هیچ منافاتى ندارد با دنبال نتیجه بودن، و انسان نگاه کند ببیند این نتیجه چگونه به دست مى‌آید، چگونه قابل تحقق است؛ براى رسیدن به آن نتیجه، بر طبق راههاى مشروع و میسّر، برنامه‌ریزى کند.

نوزدهم رمضان ۹۲
حامد فکوری
خبرنگار خبرگزاری بین المللی قرآنی (ایکنا)

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
نویسندگان
پیوندها
رهروان ولایت ـ آیا افراد غیر مومن در حکومت اسلامی جایگاهی دارند. آیا می توان از تخصص آن ها استفاده کرد. آیا در قرآن چنین مساله ای پیش آمده است؟


غواص


دو نفر از درباریان آهسته با هم پج پچ می کردند:
- امروز روز حسابرسی این افراد شر و شراب خوار و کافر است.
- دوست من! نمی دانی چقدر منتظر چنین روزی بودم.
- نگاه کن چه قیافه های نحسی دارند. انگار خود شیطانند.
- درست است ایمان که نداشته باشی به درد هیچ چیز نمی خوری.
- راستی به نظر تو سلیمان با این ها چه می کند.
- گمانم باید از کشور ما بروند.
- همین؟!
- مگر تو چه فکر می کنی؟
- سلیمان آن ها را دار می زند. اگر هم خیلی لطف در حقشان کند، در زندان می اندازدشان تا زیر شکنجه بمیرند. 
- راست می گویی تمام ارزش انسان به ایمان است اگر...

سنگ فرش قصر از بلور با ظرافتی بود. بار اولت اگر باشد، خیال می کنی آبی روان است. پایت را بالا می زنی. بعد می فهمی که این آب نیست، هنر است و ظرافت. سنگ فرش را طی می کنی و به طرف تخت سلطنتی می روی. هر چند قدمی، سربازی، مانند مجسمه ایستاده است. نمی توانی از پرده های سلطنتی و قرمز سیری که با چین هایی استادانه نصب شده اند، چشم برداری. نماها و فواره ها و درخت های تزیینی هم محشر است. به تخت میرسی. تخت بسیار با عظمت است. از نقره خالص ساخته شده است و حاشیه آن با نقش هایی مینیاتوری از پرندگان و پیچک هایی زیبا تزیین داده است. روی تخت هم کرسی سلیمان است. کرسی ای که رنگ طلایی اش مانند خورشیدی قصر را روشن ساخته است. هر چه استادان زرگر و معرق کار مملکت، هنر داشته اند همه را در آن پیاده ساخته اند.  

چند نفر از درباریان طرف راست تخت ایستاده اند. چند نفر دیگر که قیافه هایی غیر عادی داشتند در طرف دیگر با هم گفت و گو می کنند. ناگهان همه ساکت می شوند. حضرت سلیمان با شکوه و ابهت خاصی وارد می شود و بر سریر می نشیند. یکی از مامورین گزارش می دهد:

- پیامبر خدا سلامت باد. این چند نفر نمایندگان اهل شرک و کفرند. دستور داده بودید خدمتتان برسند. 
سلیمان از تختش برخاست. سمت مشرکین آمد. به چهره آن ها نگاهی انداخت. کنار آخرین نفرشان ایستاد. گوش ها آماده بود برای شنیدن حکم سلیمان. چشم ها خیره به او بود.

سلیمان به مشرکین گفت: قصد ایمان آوردن دارید؟

- شما ما را آزاد می گذارید؟
- بله شما آزادید.

مرد سرش را زیر می اندازد و آهسته می گوید:

- خیر

سلیمان سری تکان داد و چند قدمی راه رفت و ایستاد. سرش را برگرداند و پرسید:
- قوانین مملکت را چطور؟ رعایت می کنید؟
- بله قربان. ما به تمامی قوانین حکومتی شما پایبندیم.

سلیمان سری تکان داد و پرسید:

- ببینم. به فنی یا حرفه ای تسلط دارید؟
- بله قربان.  ما در ساختمان سازی و غواصی متبحریم.
حضرت سلیمان رو به یکی از مامورانش کرد و گفت:
- از ظرفیت آن ها در رشته هایی که تبحّر دارند استفاده کنید. البته اگر خطایی کردند مثل بقیه و طبق قانون باید مجازات شوند.

یکی از افراد سلیمان با عصبانیت داد زد: این چه وضعیتی است. افراد شیطان صفت هیچ جایگاهی در حکومت خدا ندارند. به آن ها هم مثل ما شغل و اعتبار می دهی؟

سلیمان گفت: من سلیمانم. پیامبر خدا. این حکومت نیز حکومت خداست. مردم مومن و کافر و مشرک همه بنده خدایند. اگر حکومت خداست که همه را فرا می گیرد. ما نمی توانیم آن ها را طرد کنیم. البته حسابرسی مومن و کافر در آخرت جداست.

مرد که از عصبانیت سرخ شده بود رویش را برگرداند و به سرعت از قصر خارج شد.

 

پاورقی:

«فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّیحَ تجرى بِأَمْرِهِ رُخَاءً حَیْثُ أَصَابَ*وَ الشَّیَاطِینَ کلُ‏َّ بَنَّاءٍ وَ غَوَّاصٍ‏[ص/36-37]پس باد را در اختیار او قرار دادیم که هر جا تصمیم مى‏گرفت، به فرمان او نرم، روان مى‏شد. *و شیطانها را [از] بنّا و غوّاص»

  • حامد فکوری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی