اوباما بعد از دیدن حماسه 9 دی، در اثر ایست قلبی و مغزی درگذشت

حاج علی آهی : یک «یاحسین» میکشیدند مردم ساعتها گریه میکردند

حاج میرزا علی آهی پیرغلام و خاکخورده درگاه و آستان خاندان عصمت وطهارت،گفت: مداح و واعظ باید با وضو روضه بخواند و مداحی کند.خدا میداند اگر انسان تقوا داشته باشد به نتیجه میرسد و گرنه موفق نمیشود.
به گزارش بسیج مداحان، در روزهای بیماری و کسالت نوکر و پیرغلام خاکخورده، مهربان و رئوف اهلبیت(ع) که حق استادی و پدری برگردن جامعه مداحی و ستایشگری کشور دارند،خدمتشان رسیدیم تا هم جویای حال و احوالش شویم و هم از توصیهها و نصیحتهای استادانهاش بشنویم و پای صحبتها و تجربههای 86 سالهاش و خاطراتش نیز بنشنیم.
«حاج علی آهی» هشتاد و شش سال سن دارد.او از ده سالگی به مداحی پرداخته و در کنار آن به تحصیل اشتغال داشته است. اما بدلیل مشکلی که برای صدایش بوجود آمد به سرودن شعر و اصلاح مسائل عقیدتی اشعار مبادرت ورزید و در این خصوص نزد اساتیدی به تلمذ پرداخت. دقایقی که با استاد برزگ عرصه مداحی و شعر آئینی حرف میزنیم خستگی و ضعف را در وجودش احساس میکنیم اما دلمان هم نمیآید از صحبتهای شیرین و سراسر معرفت و عشقش به اهلبیت(ع) دل بکنیم، صحبتمان را ادامه میدهیم و هر لحظه که میگذرد بیشتر احساس عطش میکنیم چرا که استاد سالخورده و نوکر خوشسیما و مهربان اباعبدالله(ع) سالهای سال در این درگاه نوکری کرده و این را بزرگترین لطف و عنایت الهی به خودش و برترین افتخار زندگیش میداند.
او در لابه لای صحبت های شیرینش از خاطرات خود و توفیق حضور در محضر بزرگانی چون آیتالله خوئی، آیتالله سید محمد هادی میلانی ، سید محمدرضا گلپایگانی ، میرزا جواد آقای تهرانی ، مرحوم حاج شیخ محمد جواد خراسانی ، حاج شیخ علی نمازی شاهرودی ، حاج شیخ حسین وحید خراسانی ،سید رضی شیرازی، سید عبدالحسین دستغیب و.. از میگوید که از وجودشان کسب فیض کرده است.
حاصل حضور ما در محضر این پیرغلام اهلبیت(ع) و فخرالذاکرین گفتوگویی یک ساعت و نیمه بود که در روزههای آینده منتشر خواهد شد.
چکیده و گزیدهای از این گفتوگوی صمیمی با «حاج میرزا علی آهی» به همراه فیلم آن در ادامه میآید:
«خدا میداند هر وقت منبر میرفتم با وضو میرفتم و بی وضو منبر نمیرفتیم به یاد خدا بودم.هروقت نجف میرفتم آیتالله خوئی اسم من را میبرد و میفرمود پاشو بخون ببینم چه میخوانی؟»
«خدا میداند اگر انسان تقوا داشته باشد به نتیجه میرسد اگر نداشته باشه موفق نمیشود.»
«مرحوم آیتالله میلانی میفرمود فلانی(آهی) که میآید یک سره بیاید پیش من، روزی خدمت ایشان رسیدم گفتم آقا من میخواهم یک شعر خدمتتان بخوانم پسرش مرحوم آقا سید محمدعلی به مزاح گفت همه از پدرم فقه و اصول میپرسند تو میایی شعر میپرسی؟ گفتم: آقا فقه و اصول تو این کتابها پر است. این که من میپرسم در هیچ کتابی نیست.پس از آن شعر فواد کرمانی راجع به حضرت زهرا(س) را خواندم:
چو نورش در بسیط فرش از عرش برین آمد/ خدا را هرچه رحمت گفت نازل بر زمین آمد
وقتی شعر تمام شد آیتالله میلانی پیشانیش مکدر شد و اخم کرد و فرمود این کفر است. اگر رحمت واسعه الهی فقط زمین بیاید پس کرات و موجودات دیگر چه میشود؟
عرض کردم من این گونه اصلاحش میکنم:
چو نورش در بسیط فرش از عرش برین آمد / خدا را رحمت مخصوص ناز ل بر زمین آمد
فرمودند این دیگه اشکال را برطرف میکند چرا که وجود مقدس حضرت زهرا(س) رحمت مخصوص الهی است.»
«شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد در آخر الزمان چکار کنیم فرمودند دعای "عقیق" بخوانید....»
«در بعضی خانهها که در گذشته روضه میرفتیم بعضیها با این که بلد نبودند و صوت نداشتند اما وقتی میخواندند همه گریه میکردند»
«یک یا حسین داشتیم. فردی 60- 70 سال قبل بود که هیچ چیز بلد نبود فقط سه تا "یا حسین" میکشید و مردم گریه میکرد این نتیجه تقوا و خلوص و امام شناسی آن فرد است این اثر دارد».
«یک وقت در جلسهای بودیم ما وقتی حدیث میگفتیم و وعظ میکردیم خانمها آن طرف زیر چادر بافتنی میبافتند اما هر وقت روضه میخواندیم گریه میکردند لذا سخن ما باید به گونهای باشد که او را جذب کند.»
«خدا کمک کند دم مرگ با ایمان از دنیا برویم که سکرات مرگ خیلی مشکل است.»
«من در جوانی مبتلا به مرضی شدم و دکترها گفتن باید عمل کنی پول هم نداشتم شبهای سه شنبه هیئتی داشتیم محل خودمان، آمدند زیر بغل من را گرفتند بردند هیئت وقتی شروع کردند از حضرت ابالفضل(ع) خواندند، من گریه کردم و گفتم آقا من نوکر نه پول دارم نه چیزی، خودت به دادم برس.من را به خانه بردند وضو گرفتم و روبه قبله خوابیدم طولی نکشید که دیدم در حرم حضرت هستم در کربلا، آقای بلند بالایی از پشت ضریح آمد و فرمود چه می خواهی بگو، دیدم یک کره شیشهای داد دست من، دیدم این کره گشت و گشت و روی مکه ایستاد از خواب پریدم دیدم آن درد دیگر نیست و به واسطه همان کرامت حضرت نزدیک 70 سفر حج و عمره رفتم و یک سفر حج هم برای حضرت ابالفضل(ع) محرم شدم.
مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند

آنچه می خوانید وصیتنامه رهبر معظم انقلاب در سال 1342 است. متن این وصیت نامه صمیمی و خواندنی به شرح زیر است:
از آنجا که ما در شرایط بحرانی و غیرعادی به سر می بردیم و هر لحظه ممکن بود خطری برای ما پیش بیاید، فردای آن روز نشستم و وصیت نامه خود را نوشتم. تا چند هفته پیش، از این وصیت نامه خبری نداشتم، لیکن آقاسید جعفر آن را برایم آوردند و گفتند که پسرشان در لابلای کاغذهای قدیمی پیدا کرده است. این اصل وصیت نامه است که در بالای آن نوشته ام:
«وصیت نامه سیدعلی خامنه ای مرقومه لیله یکشنبه 27شوال 1382» (فروردین 1342 شمسی) یعنی فردا شب حادثه مدرسه فیضیه نوشته ام. متن وصیت نامه این است:
بسم الله الرحمن الرحیم
«عبدالله علی بن جوادالحسینی الخامنه ای غفرالله لهما یشهد ان لااله الاالله وحده لا شریک له و ان محمداً صلی الله علیه و آله عبده و رسوله و خاتم الانبیاء و ان ابن عمه علی بن ابیطالب علیه السلام وصیه سیدالاوصیاء و ان الاحد عشر من اولاده المعصومین صلوت الله علیهم الحسن و الحسین و علی و محمد و جعفر و موسی و علی و محمدو علی و الحسن و الحجه اوصیائه و خلفائه و امناءالله علی خلقه و ان الموت حق و المعاد حق و الصراط حق و الجنه و النار حق و ان کل ما جاء به النبی صلی الله علیه و آله حق. اللهم هذا ایمانی و هو ودیعتی عندک اسئلک ان تردها الی و تلقیها ایای یوم حاجتی الیها بفضلک و کرمک.
مهم ترین وصیت من آن است که دوستان و عزیزان و سروران من، کسانی که بهترین ساعات زندگی من با آنان و یاد آنان سپری شده است، مرا ببخشند و بحل کنند و این وظیفه را به عهده بگیرند که مرا از زیر بار حقوق الناس رها و آزاد نمایند. ممکن است خود من نتوانم از همه کسانی که ذکر سوءشان بر زبانم رفته و یا بدگوئیشان را از کسی شنیده ام، حلیت بطلبم. این کار مهم و ضروری را باید دوستان و رفقای من برای من انجام دهند.
دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند
دارایی مالی من در کم هیچ است، ولی کفاف قرض های مرا می دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود، هر چند اسمش در آن صفحه نباشد، قبول کنند و ادا نمایند ... پنج شش سال نماز هر چه زودتر ادا و مرا از رنج این دین الهی راحت کنند. البته یقیناً آن قدر مقروض نبودم، ولی احتیاط کردم. مبلغی به عنوان رد مظالم بابت قروض جزئی از یاد رفته به فقرا بدهند.
از همه اعلام و مراجع و طلاب و دوست و آشناها و اقوام و منسوبین من استحلال شود. (چون آن روزها نق و نوق علیه آقایان در جلسات زیاد بود که چرا فلانی اقدام نکرده، فلانی چرا این حرف را زده و این مطلب را گفته است، لذا خواستم از آقایان اعلام و مراجع حلیت طلب کنند.)

و گمان می کنم بهترین راه این کار آن است که عین وصیت نامه مرا در مجلسی عمومی که آشنایان من باشند، قرائت کنند. پدر و مادرم که در مرگ من از همه بیشتر عزادار هستند، به مفاد حدیث شریف اذا بکیت علی شیء فابک علی الحسین، به یاد مصائب اجدادمان از من فراموش نخواهند کرد ان شاءالله تعالی.
گویا دیگر کاری ندارم. اللهم اجعل الموت اول راحتی و آخر مصیبتی و اغفرلی و ارحمنی بمحمد و آله الاطهار.
العبد علی الحسینی الخامنه ای
(حالا صورت قرض هایم را که در صفحه جداگانه ای نوشته ام برایتان می خوانم):
حدود 100تومان، مقدس زاده بزاز (مشهد)کمتر از 30تومان، خیاط گنگ (مشهد) 2یا 3تومان، عرب خیاط(قم)
مطابق دفتر دین، آقا شیخ حسن بقال کوچه حجتیه (قم) چون مرتب با او سر و کار داشتیم و نمی دانستیم چقدر به او بدهکاریم (گویا چند تومانی)
آقای شیخ حسن صانعی (قم) 32تومان تقریباً
حاج شیخ اکبر هاشمی رفسنجانی (قم) (بیشترین پولی را که من آن زمان مقروض بودم، به آقای هاشمی بود. چون وضعش نسبتاً خوب بود، از او قرض می کردیم.)
مطابق دفتر دین، آقای مروارید کتاب فروش (قم)
مطابق دفتر دین، آقای مصطفوی کتاب فروش (قم)
10 تومان آقای علی حجتی کرمانی
شاید 5تومان، محمد آقانانوا نزدیک منزل (مشهد)

موسیقی برای بسیاری از ما حکم آب حیات را پیدا کرده است به گونه ای که در هر حال گوش خود را دربست در اختیارش گذاشته ایم هنگام راه رفتن،خوابیدن،کار کردن،رانندگی،آشپزی و... .
اگر کسی ما را از گوش دادن به موسیقی بر حذر دارد ترش کرده و عصبانی میشویم و هزار و یک توجیه برایش می آوریم .
با وجود اینکه اسلام عزیز مکررا از موسیقی و عادت کردن به آن ما را بر حذر داشته است اما ما هرگز توجهی نداریم چون تصور ما این است که در این زمان نمی شود موسیقی گوش نداد ، البته این حرف درستی نیست پس اگر ما هم چنین تصوری داریم بهتر است عواقبش را هم بدانیم تا ببینیم آیا ارزشش را دارد که برای لحظاتی خوش بودن آن هم نه خوشی واقعی بلکه برای لحظاتی فریب این همه زیان ببینیم .
اسلام در جلوه های مختلف، تنفر خود از «غنا حرام» را در چشم انداز مردم به ویژه مؤمنان درمعرض نمایش قرارداده است ازجمله:
1- -تضعیف جایگاه غنا در زندگی انسان:
غنا حرام در زندگی جایگاه قابل ستایشی ندارد، حتی ملائک رحمت به مکانی که در آن ابزار غنا و نیز خمر (مسکرات) وجود دارد نازل نمی کردند و همچنین برکات از آن منزل رخت برمی بندد: «... لاتدخل الملائکه بیتاً فیه خمر او دف او طنبور او نرد ولایستجاب دعائهم و ترفع عنهم البرکه »(1)
2- نوازندگان سفلگانند:
از امام صادق(ع) سؤال کردند سفله (آدم پست) کیست؟ امام (ع) پاسخ داد: «من یشرب الخمر و یضرب الطنبور»(2)
3- نشانه روزگار ناشایسته:
روزگار ناشایسته، روزگاری که مردم آن نمازها را نادیده می انگارند، به تمایلات نفسانی اهمیت می دهند، قرآن را به خاطر غیر خدا می آموزند، علم فقه را برای غیر خدا فرا می گیرد، اولاد زنا، زیاده اند، غنا حرام را در هنگام قرائت قرآن به کار می برند، اهل غنا و به کارگیری ابزارند، رعایت مسئله امر به معروف و نهی از منکر ناخوشایند است، از این چنین افرادی در ملکوت آسمان ها به عنوان آدم های پلید و نجس (ناپاک) یاد می شوند. (3)
چرا «لهو» مورد نکوهش و تحریم است؟
پاسخ: باید اثرات خطرناک لهو را مورد توجه قرارداد تا روشن شود که راز حرمت آن چیست.
تردیدی نیست که لهو نامشروع، همان سرگرمی های ناسالم است چیزی که می تواند اثرات غنا نامشروع را به همراه داشته باشد و اساساً غنا حرام یکی از مصادیق آن است که برخی از اثرات منفی آن عبارت اند از:
الف: سستی اراده:
سرگرمی غفلت زا یعنی سرگرمی های نامطلوب باعث سستی اراده آدمی است. قال علی(ع): «اللهو یفسد عزائم الجد»(3) آن حضرت(ع) همواره یاران را از پرداختن به لهو و لعب منع می کردند. آن حضرت همچنین می فرمایند: «اهجر اللهو فانک لم تخلق عبثا فتلهو و لم تترک سدی فتلغو» (4) از سرگرمی بیجا دوری کنید زیرا تو بدون هدف، خلق نشده ای و یله و رها نمی باشی.
ب: دورماندن و غفلت از حقیقت:
دورماندن اندیشه آدمی از دستیابی به واقعیات نتیجه منفی توجه به لهو لعب (موسیقی مطرب، عناء حرام) است. حضرت علی(ع) می فرمایند: «ابعد الناس عن صلاح المستهتر باللهو»(5) دورترین مردم از صلاح کسی است که در لهو و لعب غوطه ور باشد.
نیز فرمود: «اول اللهو لعب و آخره حرب» (6) آغاز لهو، بازی است و انجام آن تخاصم و درگیری است.
ج: دورماندن از موفقیت و نجات:
حضرت علی(ع) فرمود: دورترین انسان از (رحمت) خدا کسی است که: سرگرم به شنیدن غناء باشد (یکی از مصادیق لهو، غنا است). توجه: لهو، اختصاص به غنا ندارد و هرگونه سرگرمی غیرمجاز و نامشروع را شامل می گردد. در حدیث آمده است: «لهو المؤمنین فی ثلاث: التمتع بالنساء و مفاکهه الاخوان، وصلاه اللیل»(7) «سرگرمی سالم انسان های با ایمان در سه چیز است. کامگیری حلال از زن، شرکت در جلسات دوستان، و انجام نماز شب».

د: ضعف عقل
لهو باعث ضعف عقل و تقویت حالت حماقت آدمی می شود، چنانچه امیرمؤمنان(ع) فرمود: «رب لهو یوحش حرا»(33)؛ «چه بسا که لهو و سرگرمی ناروا باعث احساس تنهائی آدمی گردد»، چنانکه در رهنمودی دیگر آمده است: «اللهو قوت الحماقه »(8)؛ «لهو، خوراک، حماقت است».
هـ: ضعف ایمان
لهو و لعب مایه تضعیف شدن ایمان انسان می شود. قال علی(ع): «مجالس اللهو تفسد الایمان»(9) جلسات لهو سرگرمی ناروا دل آدمی را فاسد می کند.
امام صادق(ع) فرمود: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا» (10)؛ «شیعیان ما در شادی ما شاد و در اندوه ما غمناک هستند.»
در بیان دیگر پیامبر اکرم(ص) نقل شده که: «افضل الأعمال بعد الصلاه ادخال السرور فی قلب المؤمن بمالا اثم فیه(11) و چنان که فرموده اند هرکس شیعیان ما را شاد بسازد ما را خشنود ساخته است. بنابراین، اصل شادی و سرورنه تنها نکوهیده نیست بلکه مورد تمجید است.
غنا در سیره پیشوایان معصوم(ع)
ریان بن صلت می گوید: به امام رضا(ع) گفتم: عباس از قول شما به من گفت: که (شما) گوش دادن به غناء را تجویز می کنی... امام(ع) پاسخ داد: «کذب الزندیق»؛ «آن زندیق دروغ گفت» (و افزود:) او همواره، از مسائل مربوط به غنا می پرسید من به او گفتم: مردی پیش ابوجعفر (امام باقر(ع)) آمد و حکم گوش دادن غنا را سؤال کرد. امام از او پرسید هنگامی که خدا حق و باطل را یک جا جمع کند، غنا در شمار کدامیک خواهد بود؟ او پاسخ داد: در شمار باطل، امام(ع) فرمود: پس پاسخ مسئله خود را دریافت داشتی «حسبک فقد حکمت علی نفسک». امام هشتم سپس فرمود: «فهکذا کان قولی له» من نیز به عمربن قره، بیش از این نگفتم.(12)
حرمت غناء به گونه ای در سیره ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) و پیامبر اکرم(ص) در میان مردم، شایع و مطرح بوده است که حتی: عاصم بن حمید از مسئله در میان نهادن این سؤال که: آیا در بهشت غنا وجود دارد؟ در محضر امام صادق(ع) از فرط حیاء بسیار دچار دشواری شده بود. امام(ع) به او فرمود:(13)
در بهشت، درختی است که خدا به باد، دستور می دهد تا بر آن بوزد و شاخه های آن به یکدیگر اصابت کرده آهنگی ویژه از آن برمی خیزد که هیچ کسی به زیبایی آن آهنگ نشنیده است. امام (ع) پس از آن فرمود: این آهنگ دلربا و جذاب، برای کسی است که آهنگ غیرمجاز دنیا را به خاطر خدا رها کرده باشد.
ضرر موسیقی در نظر دانشمندان غربی :
براساس نظر بسیاری از روان شناسان، موسیقی احساسات بشر را در مسیر غیرطبیعی و غیرطبیعی و غیرعادی توسعه می دهد، و انسان را در یک عالم ناخودآگاهی کامل فرو می برد و قوه ی خیال بافی غیرطبیعی و غیر واقعی را در انسان زیاد می کند. موسیقی سبب لذت نیست بلکه فقط قوه ی خیال را تحریک می کند، و انسان از آن خیال های خود لذت می برد به خاطر آن که اگر چند نفر حتی یک نوع موسیقی گوش دهند. لذتی که اینها از موسیقی می برند یک جور نیست، و آن تخیلاتی که در آن فرو می روند یک شکل نیست بلکه هر کس یک نوع لذتی می برد و در یک عالم خیالی سیر می کند. لذا می گویند اکثر بیماری های روانی از همین جا شروع می شود که انسان در یک عالم گنگ فرو می رود که خود نمی تواند تعریف نماید.(14)
و اینک به نظر بعضی از دانشمندان ر این مورد توجه فرمایید.
1- دکتر ولف آدلر (پروفسور دانشگاه کلمبیا)
موسیقی علاوه بر اینکه سلسله اعصاب ما را در اثر جلب دقت خارج از طبیعی آن، سخت خسته می کند. عمل ارتعاش صوتی که در موسیقی انجام می شود تولید تعرض خارج از حد طبیعی در جِلد (پوست) می نماید که بسیار زیانمند است.(15)
2- دکتر آلکسیس کارل، فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی:
ساز و آواز و کنسرت ها و اتومبیل ها و ورزش نمی توانند جای فعالیت ها و کارهای سودمند اجتماعی را بگیرند. رادیو نیز مانند سینما و موزیکال، کاهلی کاملی به کسانی می بخشد که با آن سرگرمند بدون شک الکلیسم کارگران ما را از پا در می آورد و سر و صدای رادیو و سینما و ورزش نامناسب روحیه ی فرزندان را فلج می کند.(16)
3- دکتر آرنولد فریدمانی (پزشک بیمارستان نیویورک و رئیس کلنیک سردرد)
او با کمک دستگاه هایی الکترونی تعیین امواج مغز و تجربیاتی که طی مراجعه ی هزاران بیمار بدست آورده ثابت کرده است یکی از عوامل مهم خستگی های روحی و فکری و سردردهای عصبی، گوش دادن به موسیقی رادیو است مخصوصاً برای کسانی که به موسیقی آن دقت و توجه می کنند.(17)
4- دکتر ربرت (متخصص روانشناسی کودک در انگلیس)
اطفال در رحم مادر تحت تأثیر موسیقی قرار می گیرند و اگر مادر حامله به موسیقی گوش دهد ضربان قلب طفل در رحم زیاد می شود این حالت از 6 ماهگی به بعد است.(18)
5- دکتر اوریزن اسوت مارون:
هیجان بزرگترین عامل سکته های قلبی است هنرمندان اغلب به علت سکته ی قلبی در گذشته اند. از این بیان معلوم می شود هیجانِ حاصله از موسیقی تا چه حد خطرناک است.(19)
پی نوشت ها:
1 و 2- وسایل الشیعه، ج17، ص315، طبع آل البیت
3- حدیث شماره 12، ص22 دراینجا ذر
4- غررالحکم، ج 2165.
5-همان، ج 2435 .
6- غررالحکم، ج2، ص411، ح 3067 .
7- همان، ج 2، ص 425، ح 3132 .
8- همان، ج 1، ص 232، ح 937 .
9- همان، ج 6، ص 134، ح 6815 .
10- بحارالانوار، ج 44، ص 287 .
11- همان، ص 194 .
12- بحارالانوار، ج 49، ص 263، مستدرک سفینه البحار، ماده غنی.
13- بحارالأنوار، ج 8، ص 127 .
14- بهشت جوانان، ص 355. برگرفته از کتاب موسیقی از نظر دین و دانش.
15- بهشت جوانان، ص 356. تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب ص 133 و مانند آن مناظره ی دکتر وپیر ص 452.
16- بهشت جوانان، ص 356. تأثیر موسیقی بر روان و اعصاب ص 134.
17- بهشت جوانان، ص 356. موسیقی از نظر دین و دانش ص 47.
18- همان .
19- بهشت جوانان، ص 357. موسیقی از نظر دین و دانش ص 52.
منابع : کتاب پاسخ به پرسش های مذهبی
در تاریخ جامعه شناسی , همواره عده ای خود را کم پنداشته و برخی خود را بزرگ انگاشته اند . با کنار گذاشتن اینگونه پیش فرض ها , وبا یاری گرفتن از چشمه ی وحی , می توان به جرعه ای از بینش درست دست یافت . بدین منظور جویای رویکرد دین در باره ی زن شده ، نتایجی در چارچوب تکوین به دست آوردیم که اهمیت خلقت زن وماهیت وی را تعریف کند.
انسان خیلی زود از وجود یک زن تأثیر می پذیرد , حتی قبل از تولد , و در نخستین گامی که به رحم مادر می نهد این تأثیر آغاز می شود , خانه ای که خداوند نام زیبای قرار مکین بر آن نهاده است : الم نخلقکم من ماء مهین وجعلناه نطفة فی قرار مکین الی قدر معلوم فقدرنا فنعم القادرون مرسلات /23-20 ترجمه : " آیا شما را از آبی پست و نا چیز نیافریدیم .سپس آن را در قرارگاهی محفوظ و آماده قرار دادیم . تا مدتی معین ؟! . ما قدرت بر این کار داشتیم , پس ما قدرتمند خوبی هستیم ( و امر معاد بر ما آسان است ) . " در علم لغت عرب , یعنی واژه شناسی بدون پیش فرض های دینی , "مهین" که از ریشه ی هون است , به معنای کم ارزش ؛ "قرار" به معنای ثبات و استقرار ؛ و "مکین" به مفهوم بامکانت وبا منزلت است.
در کاربرد قرآنی نیز این واژه ها به همین مفاهیم آمده اند . مثلا واژه ی قرار گاهی در توصیف آخرت (جهان ثابت وباقی) آمده , وتنها معنای ثبات در آن لحاظ شده بی آنکه توجهی به بهشت یا جهنم آن شود, وگاهی دروصف تپه ی با صفایی آمده که پناهگاه حضرت مریم و فرزندش عیسای مسیح شد. و واژه ی مکین , یک بار صفت حضرت یوسف , پیامبر معصوم خداست ؛ آنگاه که بالاترین مقام مملکت یعنی عزیز مصر به امانت و مکانت او پی می برد . و بار دیگر , ویژگی حضرت جبرائیل مقرب ترین فرشته ی آسمان . از سوی دیگر مفسران (از جمله علامه طباطبائی) بر این معنا تأکید کرده اند که منظور از قرار مکین در آیه ی 21 سوره ی مرسلات , رحم مادر است که به خاطر آمادگی پرورش و قدرت حفظ جنین بدین تعبیر نامیده شده است.
اکنون با نگاهی نو به آیه 21 مرسلات , در می یابیم که خداوند , یکی از مزایای تکوینی زن را , کانون استقرار انسانیت در بدو ایجاد می داند , این کانون را دارای حریم و منزلت می خواند , و بالاخره قادر متعال , برای این شاهکار حودستایی می کند : فقدرنا فنعم القادرون یعنی ما چه قدرتمند خوبی هستیم !! تنها وجود مجاز به خودستایی در جای دیگر خطابه ای بر جمع فرشتگان ایراد نموده می فرماید : " ای آسمان نشینان بدانید که آسمان استوار , زمین برقرار , مهتاب فروزان وآفتاب سوزان , آب جاری و کشتی روان ؛ همه وهمه را به عشق پنج وجود مبارک آفریدم که هم اکنون زیر کسای یمانی گرد آمده اند ." سپس در پاسخ جبرئیل که از کیستی آن پنج تن می پرسد , اهل بیت نبوت و معدن رسالت را در یک عبارت شگفت انگیز چنین می شناساند : " هم فاطمة وابوها وبعلها وبنوها " چه ستودنی است خدایی که در معرفی 5 تن , فقط نام فاطمه را می آورد و جهت معرفی بقیه ( یعنی 4 مرد بزرگ آفرینش) به این بسنده می کند که وابستگی آنها را نسبت به فاطمه بیان نماید !! آن هم با اضافه نمودن هر کدامشان به ضمیری که به فاطمه بر می گردد ! محوریت یک زن در بین وجودهای مبارکی که تکوین به عشق ایشان ایجاد شده , در داستان فوق الذکر صحنه ساز فضای نزول آیه ی تطهیر است , که می تواند موضوع گفتمان های جهانی باشد .
جای صد افسوس بر جاست اگر وظایف سترگ زن را با نگاه خانه محور
, خط کشی کنیم ؛ یا به بچه داری وی نگاهی کودکانه افکنیم . که این خطا نه
تنها آسایش وی بلکه آرامش و ارتقاء جهان را نیز سلب می نماید . وبه مفهوم
حیف ومیل مواهب خلقت است . .......... پاورقی: 1 - ا ینجا در وصف نطفه است .
2- ر.ک: المعجم الوسیط ودیگر کتب لغت 3- (...وإن الآخرة هی دار القرار)
الغافر / 39. "...وآخرت سرای همیشگی است ." 4- ( ...و آویناهما إلی ربوة
ذات قرار ومعین ) المؤمنون /50 . " و آنها را در سرزمین مرتفعی که دارای
امنیت و آب جاری بود جای دادیم ." 5 - ( إنک الیوم لدینا مکین امین ) یوسف
/54 . " (پادشاه به عقل ودرایت او پی برد و ) گفت : تو امروز نزد ما
جایگاهی والا داری , ومورد اعتماد ما هستی ." 6 - ( ذی قوة عند ذی العرش
مکین ) تکویر /20 . " که صاحب قدرت است و نزد ( خداوند) صاحب عرش , مقام
والایی دارد ! " 7- علامه طباطبائی ؛ تفسیر المیزان , ج 20 , ص 153 - و
مکارم شیرازی ؛ تفسیر نمونه , ج 25 ,ص 408
امنیت به چه معنا می باشد؟
امنیّت دل در اثر رعایت تقوا نصیب انسان میشود. امنیت دو قسم است؛ یکی امنیت ظاهری که نعمت بزرگی است و لازم است همه از آن برخوردار باشند. اما مهمتر، امنیت دل است و وقتی حاصل میشود که انسان به یک زندگی منهای غم و غصه و نگرانی از آینده و عاری از دلهره و اضطراب خاطر، دست یابد.
قرآن می فرماید: شرط برخورداری از امنیّت دل این است که ایمان و تقوا داشته باشی. ایمان روبنا و تقوا زیربنا است و لازم است هر دو باشد : «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون»
مؤمن حقیقی از نگاه قرآن
مؤمن زیربنایی از نظر قرآن یعنی شیعه، اما شیعه ای که گناه در زندگی اش نباشد. بعد همین آیه می فرماید و تأکید می کند که: «أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْن»: اگر ایمان همراه با تقوا داشته باشی، امنیت دل پیدا می کنی ؛ یک زندگی خوش و خرم و بانشاط و یک زندگی همراه با عاقبت به خیری و یک زندگی منهای اختلاف در خانه و بالاخره یک زندگی که در آن، «چه کنم چه کنم»، نباشد.
سپس می فرماید: «وَ هُمْ مُهْتَدُون»، یعنی اگر چنین شد، دست عنایت خداوند روی سر شما و زندگی شما و بچه های شما قرار دارد.
قرآن می فرماید: شرط برخورداری از امنیّت دل این است که ایمان و تقوا داشته باشی. ایمان روبنا و تقوا زیربنا است و لازم است هر دو باشد : «الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُون»
نتیجه تقوا چیست؟
خداوند در قرآن کریم می فرماید: «و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ هر کسی که تقوای الهی را پیشه کند خدا برای او در کارش سهولت و آسانی قرار می دهد» (طلاق/ 4). این جمله و جمله «و من یتق الله یجعل له مخرجا؛ و هر که از خدا پروا کند، برای او راه خروجی (از گناه و مشکلات) پدید می آورد» (طلاق/ 2) نزدیک به یکدیگر است.

با توجه به این آیات قرآن ، باز هم دیده می شود که انسان با بصیرت ناقص خودش خیال می کند تقوا برای انسان اشکال ایجاد می کند، کار او را سخت و مشکل می کند.
قرآن می گوید: عکس قضیه است، کار را آسان می کند. شما تقوای الهی را پیشه کنید، بعد ببینید چگونه کارهای سخت برای شما آسان می شود. همین طور که برای متقی بن بست وجود ندارد، برای متقی کار سخت و مشکل وجود ندارد.
«ذلک امر الله انزله الیکم؛ این فرمان خداست که آن را به سوی شما فرو فرستاده است .»
در جای دیگر بیان می کند که : «و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا؛ و هر کس از خدا پروا کند بدی هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد» (طلاق/ 5). در این آیه نکته ی جالب تر و مهم تری را بیان می کند که اگر تقوای الهی را پیشه کنید، تقوا آن بی تقواییها و گناهان گذشته شما را محو می کند.
تقوا شستشویی برای گناهان گذشته
تقوا نه تنها خاصیت نگهدارندگی دارد ، بلکه شستشو هم می دهد. پس تقوا پیشه کنید تا آلودگیهای گذشته شما شستشو بشود و از بین برود.
هر کسی که تقوای الهی را پیشه کند خداوند از ناحیه او گناهان او را جبران می کند. این تقوای فعلی کفاره آلودگیهای گذشته می شود. «و یعظم له اجرا» و خدای متعال اجر عظیم به او می دهد.
زندگی این دنیا مقدمه زندگی آخرت
پاداشهای تقوا ، به زندگی این دنیا نیز مربوط می شود : «و من یتق الله یجعل له مخرجا* و یرزقه من حیث لایحتسب* و من یتق الله یجعل له من امره یسرا؛ و هر که از خدا پروا کند، برای او راه خروجی (از گناه و مشکلات ) پدید می آورد و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد و هر کس از خدا پروا کند، بدی هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد .» (طلاق/ 2 و 3 و 5).
«و من یتق الله یکفر عنه سیئاته و یعظم له اجرا؛ و هر کس از خدا پروا کند بدی هایش را از او بزداید و پاداش او را بزرگ سازد»
حکمت و بصیرت
یکی دیگر از آثار بزرگ تقوا که در قرآن مجید ذکر شده روشنبینی و بصیرت است که در آیه 29 از شوره انفال میفرماید: «ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا» یعنی اگر تقوای الهی داشته باشید خداوند برای شما ترازوی تمیز و تشخیص را قرارمیدهد.
در کلام رسول اکرم صلی الله علیه وآله آمده است که فرمودند : «جاهدوا انفسکم علی اهوائکم تحل قلوبکم الحکمة؛ با هوا و هوسهای نفسانی مبارزه کنید تا حکمت در دل شما وارد شود. حدیث دیگری از رسول گرامی اسلام بیان شده که فرمودند :«من اخلص لله اربعین صباحا جرت ینابیع الحکمة من قلبه علی لسانه؛ هر کس چهل روز خود را خالص برای خدا قرار دهد چشمههای حکمت از زمین دلش به مجرای زبانش جاری میشود».
حافظ در این دو بیت نظر به همین حدیث معروف دارد که میگوید:
| شنـیـدم رهــروی در سـرزمـیــنـــی |
| همی گفت این معما با قرینی |
| که ای صوفی شراب آنگه شود صاف |
| کـه در شیشه بـمـاند اربعینی |

گروه اجتماعی: طی مراسمی با حضور معاون
سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر در چهارمین آئین تکریم از ۵۰ نفر از مداحان و
شعرای آئینی این شهر در سالن اجتماعات شهید آوینی تجلیل شد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از بوشهر، سیدعلی پناه محمودینیا، معاون فرهنگی، پژوهشی و آموزشی ادارهکل تبلیغات اسلامی استان بوشهر شامگاه یکشنبه، هفتم دیماه در چهارمین آئین تجلیل و تکریم که به همت کانون مداحان و شعرای آئینی استان بوشهر در سالن اجتماعات شهید آوینی این شهر برگزار شد، با بیان اینکه مداحان ستارگان درخشان روی زمین هستند، اظهار کرد: بوشهر با وجود علما و روحانیت گرانقدر و مداحان پیشکسوت در سطح کشور مورد توجه قرار گرفته است و اقشار جامعه باید نسبت به هم تأثیرگذار باشند؛ جامعه ای که مداحان و قاریان و ذاکران آن تأثیرگذار باشند مثل خورشید می تابند و می توانند الگو و اسوه برای مردم و جامعه باشند.
علی تشکری، مسئول کانون مداحان و شعرای آئینی استان بوشهر نیز در ادامه
خواستار حمایت استاندار ومسئولین از جامعه مداحان شد و بیان کرد: مداحان
بهترین قشر جامعه هستند که می توانند زمینه را در جهت اصلاح جامعه فراهم
کنند؛ لذا حمایت همه جانبه را می طلبد تا ندای مظلومیت اباعبدالله الحسین
واهل بیت (ع) را یه جامعه برسانند.
تشکری از انتخابات اعضای کانون مداحان خبر داد و افزود: سومین دوره
انتخابات کانون مداحان وشعرای آئینی به صورت سراسری در سطح استان و کشور،
روز جمعه 12دیماه برگزار خواهد شد.
حماسه 9 دی موجب خنثیسازی فتنه سال 88 شد
حجت الاسلام و المسلمین عبدالرضا سروستانی، مدیرکل تبلیغات اسلامی استان بوشهر ضمن تشکر از مداحان و ذاکران اهل بیت و با گرامیداشت فرارسیدن حماسه 9دی و روز بصیرت گفت: جامعه مداحان و هیئت های مذهبی براساس انقلاب اسلامی و خط امام (ره) و فرمایشات مقام معظم رهبری تشکیل شد تا با بصیرت خود در جامعه بتواند تأثیرگذار باشد ونقش بسزایی را ایفاء کند و دشمن همواره در تلاش است تا مانع پیشرفت نظام اسلامی ما شود در ایجاد فتنه 88 اختلاف، داخلی نیست بلکه مسأله ای درونی است که از بیرون هدایت می شد؛ اما در پی آن حماسه بزرگی که ملت ایران آفریدند و لبیک گویان به مقام عظمای ولایت و رهبرشان در مقابل اهداف دشمنان ملت و اسلام ایستادند و با بصیرت کامل توانستند در صحنه حاضر شوند و ما بار دیگر شاهد شکست دشمنان در تاریخ شدیم.
روشنگری مداحان و ذاکران یک روحیه دینی و ارزشمند در جامعه اسلامی است
فتح الله حقیقی، معاون سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر به سفر رئیس جمهور به این استان ولایتمداراشاره کرد، و اظهار کرد: سهم مداحان و ذاکران از برگزاری آئین های مذهبی و نوحه سرایی پیوند دهنده ارادت به ائمه و اهل بیت (ع) را می رساند که ویژگی ها و ارزشهای جامعه را به هم میهنان خود القاء کنند و نمونه آن در مکتب اسلام اتفاق افتاده است و روحیه ایثارگری و مقاومت مداحان در شرایطی بوده است که به روشنگری پرداخته اند و این می تواند یک روحیه دینی و ارزشمند را به جامعه القاء کند.
یادآور می شود، در چهارمین آئین تجلیل و تکریم، 50 نفر از مداحان و شعرای آئینی بوشهری تجلیل شدند.

گروه سیاسی: تدبیر آقا در مورد اینکه
بازسازی توأم شهر و روستا را یک سازمان برعهده داشته باشد، تدبیر بسیار
مهمی بود. به همین علت، همه تجربه چندین سالهاین سازمان در جنگ و
زلزلههای قبلی، در بازسازی مناطق زلزلهزده متمرکز شد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتاللهالعظمی خامنهای،
صبح پنجم دیماه ۱۳۸۲ زلزلهای در شهر بم اتفاق افتاد که بیش از ۲۶ هزار
کشته و ۳۰ هزار زخمی بر جای گذاشت و اکثر خانهها و ساختمانهای شهر نیز
تخریب شدند. در همان ساعات اولیه حادثه، رهبر انقلاب در پیامی از همه
مسئولان و مردم خواستند که با همه توان به یاری مردم بم بشتابند. سه روز
بعد از آن، رهبر انقلاب وارد بم شدند تا از نزدیک در جریان امور اجرایی و
امدادی قرار بگیرند. این حضور البته اولین بار و آخرین بار نبود و بعد از
آن نیز حضور و پیگیریهای ایشان ادامه یافت. متن زیر، گفتاری است از مهندس
محمد سعیدیکیا، رئیس وقت بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و از مسئولان اصلی
بازسازی شهر بم، درباره برخی اقداماتی که رهبر انقلاب برای تسریع در
بازسازی بم انجام دادند.
شروع حادثه و پیام رهبر انقلاب
پنجم دیماه، ساعت پنجونیم صبح، زلزله بم اتفاق افتاد. بلافاصله
نیروهای امدادی وارد شهر شدند و کمکهای اضطراری که از روز اول شروع شده
بود، تقریباً یک ماه ادامه داشت. همان روز رهبر انقلاب پیام دادند و گفتند:
«بر همه دستگاههای مسئول در استان کرمان و در مرکز لازم است که با همه
توان و با سرعت به یاری مردم زلزلهزده بشتابند و وسایل مورد نیاز را
بهخصوص با توجه به فصل سرما برای آنان فراهم کنند.»
من از روز دوم آنجا بودم. همانطور که میدانید، بازسازی بعد از مرحله
امداد و نجات صورت میگیرد. این کار با سرعت بالایی در بم انجام شد به
طوری که روز سوم که بعضی از نیروهای کمکی خارجی با دستگاهها و امکانات
زندهیاب برای بیرون آوردن مردم از زیر آوار آمدند، هیچ جنازهای، حتی در
روستاها، زیر آوار نبود! چون قبل از رسیدن آنها، نیروهای ایرانی همه را از
زیر آوار درآورده بودند. مردم، بهخصوص ایرانیها، در اینجور مواقع بسیار
کمک میکنند. رساندن آهسته آهسته آب و ارزاق به مردم از همان روز اول
کار مهمی بود. تا آن روز، بهجز زلزله رودبار، بزرگترین زلزلهای که موجب
خرابی شهری شده باشد، زلزله بم بود.
حضور سرزده رهبر انقلاب در بم
جلسه هیئت دولت روز هفتم در همان بم تشکیل شد. در جلسه دولت قرار شد
بنیاد مسکن، روستاها را بازسازی کند. روز هشتم حضرت آقا سرزده تشریف آوردند
و از مناطق مختلف شهر بازدید کردند. آقا برای سرکشی و اینکه در این چند
روز چه اقداماتی صورت گرفته است آمده بودند. علاوه بر خصوصیت سیاسی و
فرهنگی بودن آقا، باید خصوصیت اجرایی بودن و آگاهی به موضوعات اجرایی و
مدیریتی را هم به خصوصیات ایشان اضافه کنیم. دوران ریاستجمهوری باعث شده
است که ایشان به مسائل اجرایی نیز اشراف کاملی داشته باشند. این خصوصیت را
میتوان در سفرهای استانی که میروند هم مشاهده کرد. اینگونه نیست که دو
روزه به استانی بروند و برگردند، بلکه به عمق مسائل مینگرند. در سفرهای
استانی برای اینکه بدانند در استان چه خبر است، معمولاً، هم با مردم صحبت
میکنند و هم با مسئولان. سفر بم نیز همینگونه بود.
بار سوم هم سال ۸۴ بود که رهبر انقلاب در جریان سفر استانی به کرمان،
پیگیر کار بازسازی بم بودند و در آن سفر توفیق بود که من هم در کنار ایشان
باشم. همان ایام، زلزله زرند نیز اتفاق افتاده بود و علاوه بر بازسازی بم،
در زرند هم مشغول به کار بودیم. همانطور که میدانید، در زرند سال ۱۳۵۶
نیز زلزلهای اتفاق افتاده بود. اتفاقاً آن زمان هم بنده به آنجا رفته
بودم. متأسفانه در زلزله بعدی، بسیاری از خانههای ساخته شده بعد از
زلزله ۱۳۵۶، خراب شده بود.
به یاد میآورم در آن سفر، آقا با دقتِ بسیار همهچیز را وارسی میکردند.
بم اولین جایی بود که فقط به مردم شهر بهطور کامل اسکان موقت داده شده
بود. اسکان موقتها، واحدهای هجده تا بیست متری بودند که بعضاً هنوز هم در
بم وجود دارند. تعدادی از آنها اردوگاهی بودند که امروز همه آنها جمع
شدهاند. تعداد زیادی در خانههای خود مردم، چه بعد از آواربرداری و چه قبل
از آن، ساخته شده بودند. حضرت آقا از همه آنها بازدید کردند. حتی از
وضعیت سرویسهای بهداشتی هم پیگیری کردند تا از کوچکترین نیازهای مردم
غفلت نشود.
بنده و فرماندار نیز در ماشین خدمت آقا بودیم. بهدقت در کوچه و خیابان به
بازدید و بررسی اینکه چه چیزی در کجا ساخته شده و چقدر تمام شده است،
پرداختند. بعد به بازدید زرند رفتیم. در زرند نیز بهدقت همهچیز را بررسی
کردند. با اینکه از زلزله زرند زمان زیادی نگذشته بود، بازسازیها شروع
شده بود. ایشان در هر دو شهر، برای مردم صحبت کردند.
تدبیر رهبر انقلاب برای بازسازی بم چه بود؟
به نظر من، تدبیر آقا در مورد اینکه بازسازی توأم شهر و روستا را یک
سازمان برعهده داشته باشد، تدبیر بسیار مهمی بود. به همین علت، همه تجربه
چندین ساله این سازمان در جنگ و زلزلههای قبلی، در بازسازی مناطق
زلزلهزده متمرکز شد. لازم است بدانید برای بازسازی بم، شورایی در دولت با
نام شورای راهبری و سیاستگذاریِ بازسازی بم تشکیل شد. رئیس اول آن، وزیر
مسکن، آقای عبدالعلیزاده بودند. ده یا دوازده عضو دیگر نیز از
وزارتخانهها و دستگاههای مختلف در این شورا حضور داشتند. از استانداری
کرمان گرفته تا وزارتخانههای مختلفی که در این امر دخیل بودند. بحث بسیار
مهم این شورا بر سر چگونگی نحوه بازسازی بم بود.
عدهای در شورا قویاً معتقد بودند برای ساخت آن سیوسه هزار خانه با چندین
پیمانکار قوی خارجی قرارداد بسته شود و هر کدام ساخت چند هزار خانه را
برعهده بگیرند. در بم، مردم همهچیز خود را از دست دادند. زندگی خود را از
دست دادند. نه فقط اموال، که پدر، مادر، خواهر و برادر خود را از دست
دادند. مردم بسیار غمزده و داغدار بودند. به این دلیل، عدهای موافق آوردن
پیمانکار بودند، زیرا توانایی کارفرما بودن را در این مردم غمزده
نمیدیدند. در ظاهر نیز حق با آنها بود.
بنیاد مسکن اما بهشدت مخالف این نظر بود. بالأخره کمیتهای تشکیل شد و
بعد از چندین ساعت بحث، مشخص شد نظر بنیاد صحیح است. نظر بنیاد این بود که
مردم از خانهای که بنیاد برای آنها میسازد استقبال نمیکنند، زیرا این
تجربه را در بعضی از مناطقی که بعد از جنگ بازسازی کرده بود، به دست آورده
بود. به نظر بنیاد، خود مردم باید خانههای خود را میساختند. ما باید فقط
به آنها کمک میکردیم. کمک نیز به این شکل که اقداماتی را که مردم تکتک
نمیتوانستند انجام دهند، ما انجام بدهیم؛ مثل آواربرداری، بردن تعدادی
شرکت مهندسین مشاور، کارهای مربوط به وام، تهیه مصالح و... . اما نقشه
خانهها باید به دلخواه مردم تهیه میشد.
نظر بنیاد این بود که همین افراد میتوانند خانه خود را بسازند. اصلاً
خود آنها باید این کار را انجام دهند، زیرا کسی غیر از خود آنها
نمیتواند زندگیِ ازبینرفته آنها را بازسازی کند. در حقیقت، با ساخت
خانه، زندگیِ خود را از نو بنا میکنند و این خانهسازی جای غم و اندوه را
در ذهن آنها میگیرد. همینطور نیز شد. وقتی درگیر خانه ساختن شدند، دیگر
آن غم و اندوه کنار رفت و دغدغه ساختن جانشین آن شد. در بم، هرکس خانه
خود را به دلخواه خود ساخته است. دلیل آن هم تدبیر آقا بود. در واقع در بم،
لطف خدا و تدبیر آقا بود که بنیاد با تجربهای که داشت، برای این کار
انتخاب شد و توانست استراتژی خود را نیز در شورای سیاستگذاری و بازسازی بم
پیش ببرد.
مردم باید بسازند
کل سیاست بم در یک جمله خلاصه میشود که مردم خودشان بسازند. بنیاد به
دنبال همین بود. فرض کنید کسی که در تهران زمین دارد و میخواهد خانهای
بسازد، اول کسی را پیدا میکند که نقشه آن خانه را بکشد. در تهیه نقشه،
این فرد است که مشخص میکند چه میخواهد. تعداد طبقات، تعداد خوابها و
شکل ظاهری خانه را انتخاب میکند. در بم نیز همین اتفاق افتاد. بههیچوجه
به مردم گفته نشد که چنین چیزی را برای شما میسازیم. شهر به ده یازده
منطقه تقسیم شد. برای هر منطقه، دو تا سه شرکت مشاور انتخاب شد. مردم به
این مشاوران مراجعه میکردند و آنچه میخواستند را توضیح میدادند. مشاور
نیز از آنها امضا میگرفت و کار را انجام میداد.
در واقع، بازسازی بم کار فرهنگی بزرگی است، زیرا مردم انتخاب کردهاند و
انجام دادهاند. فرض کنید در انتخابات اگر مردم احساس کنند شخص دیگری
میخواهد برای آنها تصمیم بگیرد، زیر بار نمیروند. همیشه اینگونه است که
مردم میخواهند انتخابکننده باشند. در بم، نمایشگاه بزرگی با حضور
شرکتهای استاندارد برگزار شد. مردم در این نمایشگاه حتی طرح کاشی، نوع و
شکل در و نوع سنگ خانه خود را انتخاب کردند. بنیاد با تجربهای که داشت،
میدانست نباید خود را بهجای مردم بگذارد و بهجای آنها انتخاب کند. به
نظر من، اینکه همهچیز به نظر مردم بستگی داشته باشد، کار فرهنگی بسیار
بزرگی است.
اول به مردم رسیدگی کنید
در مصوبات بازسازی بم، همیشه سه اصل باید رعایت میشد: اولی استحکام در
ساختوساز، دومی مشارکت و سومی حفظ هویت تاریخی-فرهنگی بم. در این راستا،
آقای عبدالعلیزاده در شورای سیاستگذاری، شورای معماری و شهرسازی بم را
ایجاد کردند. پنج معمار و شهرساز برجسته کشور انتخاب شدند. رئیس این شورا
نیز معاون شهرسازی بود. در زمان وزارت بنده نیز این روند همچنان ادامه پیدا
کرد. ۳۰ شرکت مهندسین مشاور در بم مستقر شده بودند که مردم به آنها
مراجعه میکردند. شهر منطقهبندی شده بود و مشاوران هر منطقه نیز مشخص شده
بودند. شورا نمیتوانست با تکتک آنها در ارتباط باشد. بنابراین یک مشاور
مادر انتخاب شد. در واقع این مشاور مادر، حلقه وصل این ۳۰ مشاور با شورای
معماری بود. شورای معماری هرچه را تصویب میکرد، توسط مشاور مادر به سایر
مشاوران ابلاغ میکرد.
میدانید که ۷۰ درصد بم خانهباغ بود. مردم بم سه کار را با هم انجام داده
بودند. در خانهای که سرپناه آنها بود، برای تأمین بخشی از اقتصاد
خانوار، نخلهایی در باغ آن داشتند که این درختان باعث تلطیف هوا نیز
میشدند. بنابراین، این خانهباغها یکی از هویتهای مردم بم محسوب میشد.
۱۲ میلیون تن آوار از بم بیرون برده شد. در روزهای اول، بسیاری از افراد
میگفتند این کار شدنی نیست، شهر را چهار کیلومتر آن طرفتر بسازید. در
حالی که این خانهباغها هویت مردم بودند. در ضمن، از آنجا که ارگ بم از
آثار تاریخی و فرهنگی کشور بود، برخی درصدد بزرگ کردن قضیه بودند.
با این حال، نظر حضرت آقا این بود که اول به مردم رسیدگی کنید، بعداً
بهسراغ ارگ بروید. ایشان با توجهی که به مردم دارند، اولویت را با کار
مردم میدانستند و معتقد بودند ارگ را میتوان ۱۰ سال دیگر نیز بازسازی
کرد. باید اضافه کنم، در حال حاضر، ارگ در حال بازسازی است، اما برنامه
بازسازی آن، برنامهای بلندمدت است.
سه توصیه رهبر انقلاب در مدیریت
بعد از سفر سوم، حضرت آقا همچنان پیگیر روند بازسازی بودند. بنده تاکنون
دو بار، در دو ملاقات مختلف، از آقا شنیدهام که تأکید میکنند در مدیریت
به سه نکته خیلی مهم توجه کنید. اولی کیفیت کار است. دومی پیگیری کارهایی
که مسئول آن هستید. سومی نظارت داشتن بر عوامل و کارهاست. اینها سه نکته
کلیدی در مدیریت هستند. در بم نیز توصیه آقا بر این اساس بود. ایشان
میفرمودند حرفهایی که میزنید، توصیههایی که میکنید، باید تا به نتیجه
رسیدن پیگیری کنید. بر کیفیت کارها نیز نظارت کنید. مدل دستگاه نظارتی بم،
نظارتی بسیار قوی بود. بنده بهجرأت میگویم بم یکی از مستحکمترین شهرهای
کشور است. میدانید که زلزله دیگری که در بم اتفاق افتاد، حدود ۶/۵ ریشتر
بود، اما هیچچیز خراب نشد، حتی در روستاها.
حضرت آقا بر برنامهریزیِ بازسازی بم و نحوهی بازسازی، نظارت کامل
داشتند. مراحل کار، چه بهصورت حضوری و چه بهصورت کتبی، خدمت آقا گزارش
میشد. هر هفته، گزارش کار برای مسئولان، دولت و دفتر حضرت آقا فرستاده
میشد. بنیاد مسکن در چهار سال بازسازی بم، هر سال حدود ۵۲ گزارش برای دفتر
آقا فرستاده است و ایشان را از روند بازسازی باخبر کرده است. مطمئن هستم
ایشان نیز افرادی را میفرستادند تا گزارش روند بازسازی را به اطلاع ایشان
برسانند. البته نمیدانم چه کسی و چگونه، اما مطمئن هستم این کار را
میکردند. حضرت آقا همیشه موضوع مورد نظر خود را تا حصول نتیجهی نهایی،
بهطور مرتب دنبال میکنند.
گروه سیاسی: رئیس دفتر فرماندهی معظم کل
قوا با حضور در منطقه عمومی رزمایش محمد رسوالالله(ص) ارتش، پیام مقام
معظم رهبری را به رزمندگان این رزمایش ابلاغ کرد.
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) به نقل از قرارگاه فرهنگی رسانهای ارتش از منطقه رزمایش، سردار سرتیپ بسیجی محمد شیرازی، رئیس دفتر فرماندهی معظم کل قوا، با حضور در منطقه عمومی رزمایش محمد رسولالله(ص) ارتش، پیام فرمانده معظم کل قوا حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای را به رزمندگان این رزمایش ابلاغ کرد.
وی با حضور در قرارگاه رسانهای این رزمایش، در جریان روند فعالیتهای رسانهای این قرارگاه قرار گرفت و با جمعی از فرماندهان ارشد ارتش دیدار و گفتوگو کرد.
سردار شیرازی که از سوی فرمانده معظم کل قوا حامل پیام ایشان بود، اظهار کرد: به فرموده مقام معظم رهبری برای عرض خداقوت و خسته نباشید به رزمندگان رزمایش در این منطقه حضور پیدا کردم.
وی در نشستی با حضور امیر سرتیپ موسوی، فرمانده رزمایش و جانشین فرمانده کل ارتش، امیر دریادار سیاری، فرمانده نیروی دریایی ارتش، امیر سرتیپ محمودی، معاون اجرایی ارتش و جمع دیگری از فرماندهان آجا، تصریح کرد: همه تلاشها و مجاهدتها باید در جهت اقتدار نظام، آمادگی بیشتر و دفاع از نظام عزیزمان باشد.
مهبط عشق...
ای کاش غزل قصیده می شد
سـیب غـزلم رسـیده می شد
بـا نام رضـا سـیاهـه ی دل
با معجزه ای سپیده می شد
بـا اذن دخـول مهبط عشق
هر چیز ندیده دیده می شد
آهـوی اسـیر اشـک هایم
از کنج نظر رهیده می شد
بـر حبل مـتین دسـتهایت
معماری دل تنیده می شد
یا اینکه کشان کشان به سویت
پـیشـانی مـا کشـیده می شـد
عکس: محرم93
شعر:وحیده افضلی